تبلیغات
دنیای پونی ها

سلام

چهارشنبه 14 آبان 1393 02:36 ب.ظ

نویسنده : queen توایلایت اسپارکل
سلام سلام


به وب پونی خوش اومدید




قوانین



با نظر از وب بیرون می رید



با وبای پونی لینک می شه


با وبای افسرده لینک نمی شه



کپی نکنیر


نظر بدید






دیدگاه ها : بده بیاد
آخرین ویرایش: چهارشنبه 14 آبان 1393 04:20 ب.ظ

بازی

سه شنبه 18 خرداد 1395 08:48 ب.ظ

نویسنده : queen توایلایت اسپارکل
سلام می خوام اهنگ بلاگ رو موقت عوض کنمواینکه یک سایت خوشگل هست به نام  گیم اسکای که بازی انلاین پونی رو توش می تونید بازی کنید

 بای



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 19 تیر 1395 04:32 ب.ظ

یک افسانه باحال

دوشنبه 3 خرداد 1395 03:52 ب.ظ

نویسنده : queen توایلایت اسپارکل
تو پست قبل قول داده بودم داستان کره ای بگذام حالا از اول اولاش شروع می کنیم یعنی جومونگ خب اگه باور نمی کنید می خوام چیز های جالبی بگم:


جومونگ دو فصل داشت با دو اسم جدا

جومونگ اصلا افسانه نیست 

سونگیل هوک که نقش جومونگ رو بازی می کرد تو فصل دوم  نقش نوه جومونگ موهیل رو بازی کرد

کیم بیونگی که نقش یونتاوال رو بازی می کرد تو فصل دوم نقش رییس قبیله ای رو بازی کرد

صدای مادر جومونگ رو تو فص 2 روی نتیجش گذاشتن

کسی که نقش ماری دست راست جومونگ رو بازی می کرد تو فصل 2 دونگجو شد 

وضیر 6 جومونگ هم شبح سیاه شد

و..........

با خوندن این متن هم شما شاخ در می آرید که جومونگ اولین پادشاه کره بود



دانگمیونگ (زاده ۵۸ ق.م. درگذشته ۱۹ ق.م. - پادشاهی ۳۷ تا ۱۹ قبل از میلاد) یا به طور کامل دانگمیونگ سئونگ وانگ که به اسم زمان تولدش جومونگ به معنی تیرانداز ماهر معروف است، مؤسس امپراتوری گوگوریو بود. گوگوریو در میان سه امپراطوری کره، شمالی‌ترین آنها محسوب می‌شد و بخش‌هایی از منچوری و کره شمالی امروزین را در بر می‌گرفت. درلوح سنگی گوانگائتو از او با نام چومووانگ به معنی پادشاه چومو و در ۲ کتاب تاریخی سامگوک ساگی و سامگوک یوسا از او با نام جومونگ و عنوان گو یاد شده‌است. همچنین در کتاب سامگوک ساگی از او با نام چومونگ یاسانگائی نیز نام برده شده‌است. آرامگاه جومونگ در کره شمالی کنونی واقع است. در سایر نوشته‌های بدست آمده او با نام‌های چومونگ، جونگمو یا دومو معرفی شده‌است.[۱]

فسانه تأسیس گوگوریو برگرفته از متون کهن کره از جمله لوح سنگی گوانگائتومی‌باشد. معروفترین متن شناخته شده با اندکی تغییرات از کتاب‌های سامگوک یوسا، سامگوک ساگی و دانگمیونگ سئونگ وانگ پیئون از دانگ گوک ایسانگ گوکجیپبدست آمده‌است.

بحث‌های مختلفی بر سر آنکه پدر واقعی او چه کسی بوده به وجود آمده‌است، در بعضی از متون کره، جومونگ را پسر هه موسو (به معنی پسر آسمان) و یوها (به معنی دختر خدای رودخانه هابک) توصیف کرده‌اند.

گفته شده‌است که هموسو با یوها زمانی که او در کنار رودخانه در حال حمام کردن بود آشنا شده‌است، اما خدای رودخانه هه موسو را قبول نکرد و او به آسمان برگشت. خدای رودخانه یوها را به اوبالسو تبعید کرد، مکانی که او با پادشاه دانگ بویو (بویو شمالی)،گوموا آشناشد و ندیمه او گردید. یوهوا که توسط هموسو باردار شده بود، پسری را بدنیا آورد[۲] که جومونگ نامیده شد و در زبان کره‌ای به معنی کماندار ماهر است. جومونگ در تیراندازی ماهر بود.

جومونگ برای مهارت استثنایی که در تیراندازی داشت، معروف بود. سرانجام به خاطر حسادت پسران گوموا، جومونگ مجبور به ترک دانگ بویو شد. برطبق افسانه‌ای در هنگام فرار با اسبش به رودخانه‌ای خروشان رسید، لاک پشت‌ها و جانوران آبزی بر سطح آب آمدند و یک پل ایجاد کردند.[۳] هنگامیکه او به سرزمینی که در جنوب رودخانه قرار داشت وارد شد، مورد استقبال گو موسئو دانگون فرمانروای جولبون (که همان باک بویو بود) قرار گرفت. گو موسئو می‌دانست که جومونگ یک مرد معمولی نیست و دخترشسوسانو را به عقد او درآورد. بعد از مرگ گو موسئو در ۳۷ قبل از میلاد، جومونگ هفتمین دانگون در باک بویو گردید. او تمام ۵ قبیله جولبون را با یکدیگر متحد کرد و یک کشور پادشاهی متمرکز به وجود آورد.

جومونگ در سال ۱۹ قبل از میلاد، در سن ۴۰ سالگی درگذشت.[۵] شاهزاده یوری که ولیعهد نیز بود، پدرش را در یک قبر هرمی شکلی دفن نمود و پس از مرگ به او نام چومو سئونگ وانگ را اهدا نمود.

فرضیات زیادی در مورد علت مرگ او مطرح است که از مهمترین آن می‌توان به عفونت دست چپ او اشاره نمود که در اثر جراحت شمشیر زهرآگین در جنگ ایجاد شده بود.

قلمرو پادشاهی گوگوریوی جومونگ، سرانجام توسعه پیدا کرد و به یک قدرت بزرگ منطقه‌ای تبدیل شد. گوگوریو به مدت ۹۰۰ سال باقی‌ماند و در این مدت ۲۸ پادشاه از خانواده سلطنتی گو بر آن حکمرانی کردند تا اینکه توسط نیروهای متحد تانگ-شیلا مورد هجوم قرار گرفت. امروزه فرزندان جومونگ از لقب گو در نام خانوادگی خود استفاده می‌کنند. در سال ۲۰۰۷–۲۰۰۶، شبکه تلویزیونی ام‌بی‌سی کره جنوبی، درام تاریخی و پرطرفدار ۸۱ قسمتی افسانه جومونگ را تولید و پخش نمود

خانواده[ویرایش]

همسر و فرزندان:Image result for ‫جومونگ‬‎




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 6 خرداد 1395 05:47 ب.ظ

خبر بسیار مهم

پنجشنبه 27 آذر 1393 11:09 ق.ظ

نویسنده : queen توایلایت اسپارکل
سلام یه خبر داغ دارمبعضیا می گن چرا تو یه پست توایلایتی تو یه پست فلاتر شایبراتون بگم من اولش توایلایت بودم بعد شدم 

فلاترشای  دیدم بهم نمیاد شدم رینبودش البته دوستام بهم میگن پینکی قبل از اینکه این وب رو بسازم اپل جک بودمیه مدتی هم رریتی بودم

یه کمی هم چاشنی کندس رو به خودم اضافه کردمخداییش گیچ شدین نهماااااا .... اینیم دیگهههههههههه حالا خبر داغ چی بود

تابستونههههوقت آزاد دارم و می خوام قصه بزرارمالبته نه قصه لالایی ها بلکه قصه پونی هااونم هم ترسناکششششششش 

هم نازش تازه قراره در مورد فیلم کره ای هم بزارمحالا چه ربطی به این وب داره نمدونم ولی نگران نباشید اصل فیلم کره ای ها تو یه وب 

دیگسلطفا ور هم نزنید نظر هم بزارید






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 26 اردیبهشت 1395 01:51 ب.ظ

نویسنده جدید

یکشنبه 9 آذر 1393 05:31 ب.ظ

نویسنده : پرنسس سلستیا
 سلام من نویسنده جدیدم

منتظر پستام باشید






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 27 آذر 1393 11:06 ق.ظ

سامست خواننده

پنجشنبه 29 آبان 1393 09:31 ق.ظ

نویسنده : queen توایلایت اسپارکل














دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 29 آبان 1393 09:40 ق.ظ

کرستالی ها

پنجشنبه 29 آبان 1393 09:06 ق.ظ

نویسنده : queen توایلایت اسپارکل













دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 29 آبان 1393 09:27 ق.ظ

عکس هایی که تاحالا ندیدی3

سه شنبه 27 آبان 1393 04:11 ب.ظ

نویسنده : queen توایلایت اسپارکل
























دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 31 فروردین 1394 01:32 ب.ظ

داستان

پنجشنبه 22 آبان 1393 10:03 ق.ظ

نویسنده : queen توایلایت اسپارکل
یه روز اتابی توی بهار بود..منم داشتم تو پارک بازی میکردم که با یه

گل رز رو به رو شدم..رفتم نزدیکش.تا اومدم بچینمش..دستم به

تیغاش خورد..یه حس عجیبی بهم دست داد...سرم گیج رفت و پاهام

سست شدن..زیر پام خالی شد..

از اسمون افتادم پایین..رویه یه درخت

درختی که خونه بود..رویه شاخش اویزون بودم

 

 

من:وایییی کمک یکی کمکم کنه

 

 

یه اسب بنفش اومد بالای خونش یعنی همون درخت

 

 

من:چه اسبی..!تا حالا اسبه بنفش ندیده بودم

 

 

اسبه بنفش:میتونم کمکتون کنم؟

 

 

من:چی؟ تو حرف میزنی؟اگه حرف میزنی اسمت چیه؟

 

 

اسبه بنفش:من توالایتم

 

 

من:توالایت..کمکم کن الان میوفتم

 

 

توالایت:باشه

 

 

منو اورد روی پشته بومش اخه به یکی از شاخه ها اویزون بودم

 

 

من:ممنونم از این که نجاتم دادی

 

 

توالایت:خواهش میکنم..من تاحالا اسبی مثله تو این درو ورا ندیده

بودم بعید میدونم واسه ی این شهر باشی!؟


 من:درست حد زدی ... من ماله اینجا نیستم


توالایت: بیا بریم تو خونه بهت یه اب بدم


من:باشه


من رو برد خونش...خونش پر قفسه های کتاب بود..بهم یه لیوان

اب داد..و موضوع رو براش تعریف کردم



توالایت:خیلی جالبه!اینو موضوع رو باید به پرنسس سلستیا خبر

بدم


من:پرنسس سلستیامی دونه





یهو یه بچه اژدها از اتاق اومد بیرون

 

 

من:وااای چه بچه اژدهایی!!!خطر ناک که نیست؟

 

 

توالایت:نه بابا..این حتی زورش به مورچه هم نمیرسه

 

 

اسپایک:اونقدرام ترسو نیستم...وای چه پونیه نازی اسمش چیه؟

 

 

توالایت:داستانش طولانیه اگه بخوام بگم...ولی اسمش فلاترشای هستش



من:انگار خیلی بامزه هستی

 

 

اسپایک:مرسی..وای چه گله سر خوشگلی داری ها

 

 

توالایت:بسه دیه.

توالایت:خب دیگه ...

بیا بریم با بقیه اشنات کنم..اسپایک تو هم برام کتابایی

که گفتم رو مرتب میکنی...منظم بچینی هاااا..زود برمیگردیم

 

 

به سمت خونه ی اونایی که میخواست باهم اشنا کنه

حرکت کردیم...مردم همه بهم نگاه میکردن مخصوصا به علامتم

خب رسیدیم به خونه ی .....

.

.

.

ادامه داره

 

البته این داستان خواهر فلاترشای بود






دیدگاه ها : خوشت امد؟
آخرین ویرایش: جمعه 25 اردیبهشت 1394 10:52 ق.ظ

عکس ومکث

دوشنبه 19 آبان 1393 01:22 ب.ظ

نویسنده : queen توایلایت اسپارکل



















دیدگاه ها : خوشت امد؟
آخرین ویرایش: دوشنبه 31 فروردین 1394 01:37 ب.ظ

رقص پونی

یکشنبه 18 آبان 1393 05:23 ب.ظ

نویسنده : queen توایلایت اسپارکل

سلاممممممم امروز می خوام رقص پونی ها رو یادتون بدم

گام اول:دست هاتون رو به بالا و پایین تکون بدید

به حرکت دست توجه کنین:

 

 

وحالا مثل عکس بالا عمل کنین

واما این گام اول بود،سعی کنین

مثل روریتی وفلاتر شای

این کا رو انجام بدید،مثل خودشون

وگام دوم:پاهارو واکنین و دست بزنین(دوبار دست بزنین!)

 

 

وبه حرکت دست توجه کنید

و گام سوم و اخرین گام:

پای چپ رو به زمین بزنیدو دست هارو بالا و پایین ببرید

 

 

و اما شما این رقس رو یاد گرفتید و می تونید تو مهمونی انجام بدید

 

 

ولی اگه منظورم رو نفهمی دیدعکس پایین روببینید





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 18 آبان 1393 05:27 ب.ظ

هویتی تویتی

جمعه 16 آبان 1393 09:51 ب.ظ

نویسنده : queen توایلایت اسپارکل
سلام سلام بچه ها بببللللججججببب
چطور حال شما ببببللللججججببب
اومدم اومدم با دست پر اومدم ببببللللججججببب

میخوام امروز ازیه پونی با کلاس که اسمش هویتی تویتی هست ببببلللججججببب عکس بزارم

ژست عینک به دست ببببللللججججبب

 

دست بزنین شادی کنین ببببلللجججبب

 

هویتی تویتی ادم میشود ببببللللجججججببب

علامت هویتی تویتی ببببللللججججببب

تابلویی بسیار زیبا از از یک پونی با کلاس ببببللللججججببب

ببببببلللللجججججببببب

کارت رو نیگا ببببلللججججبب

لبخند پایانی ببببلللجججبب




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 16 آبان 1393 09:58 ب.ظ

نشر

جمعه 16 آبان 1393 09:16 ب.ظ

نویسنده : queen توایلایت اسپارکل



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 27 آذر 1393 11:03 ق.ظ

اشنایی با ادیگجیو

جمعه 16 آبان 1393 11:31 ق.ظ

نویسنده : queen توایلایت اسپارکل
نام:سوناتا

جایگاه: دستیار2

شخصیت: بدجنس ومظلوم





نام:اریا

جایگاه:دستیار 1

شخصیت: بدجنس





نام : ادیگجیو دازل

جایگاه:رعیس

شخصیت: بدجنس




اونا قبلا اژدها بودن







دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 16 آبان 1393 11:42 ق.ظ

پرنسس لونا

جمعه 16 آبان 1393 10:04 ق.ظ

نویسنده : queen توایلایت اسپارکل
سلام عکس از یه پرنسس خوش تیپ یعنی پرنسس لونا گذاشتم




ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 16 آبان 1393 11:15 ق.ظ

شکلک پونی 1

پنجشنبه 15 آبان 1393 12:19 ب.ظ

نویسنده : queen توایلایت اسپارکل
شکلکا ادامه
ادامه

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 15 آبان 1393 12:56 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 4 1 2 3 4

كد موزیك برای وبلاگ


كد كج شدن تصاویر

رریتی

وبلاگ-کد لوگو و بنر

فلادرشای دختری از مدرسه پونی ها

وبلاگ-کد لوگو و بنر

کد تغییر شکل عکس ها

کد های افکت بر روی لینک ها

قالب های بروبکس